السيد محمد حسين الطهراني

63

نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)

تأليف نمود . در فهرست تأليفات رازى نام سه كتاب ديده مىشود كه در آنها عقيدهء يعقوب بن إسحق كِنْدى « 1 » را كه مبنىّ بر بطلان صنعت كيمياست ، ردّ كرده است . بسيارى از بزرگان متصوّفه بدين كار اشتغال داشته‌اند . نامهاى جابربن حيّان « 2 » و ذو النّون و جُنَيد بغدادى و محيى الدّين عربى و شمس تبريزى و جلال الدّين رومى و سيّد نعمت الله ولىّ و نور عليشاه در اين مطلب زياد برده مىشود . اين پيشرفت و عظمت علم شيمى است كه يكى از شاخه‌هاى طبيعيّات است . البتّه اين علم ، علم كيمياست كه عبارت است از تركيب موادّ خاصّى با شرائط مخصوصى تا از آن طلا درست شود . و امّا إكسير كه به آن كبريت احمر هم گفته‌اند : علمى است كه با آن چيزى بدست ميآيد كه چون آن را بر مسّ و يا نقره زنند تبديل به طلا مىشود ؛ و آن بسى از كيميا مهمتر است . پيشگامى مسلمين و عظمت آنان در علم فيزيك امّا دربارهء علم فيزيك : چه دربارهء محاسبهء جَرّ أثقال ، و چه در مباحث نور و انكسار شعاع و آئينه ها ، و چه در بسيارى از صنايع كه متّكى بر قوانين فيزيكى است ، أعلام و دانشمندانى در اين فنّ بروز كرده‌اند

--> ( 1 ) يعقوب بن اسحق كندى ، عالى مقام‌ترين فيلسوف عرب در قرن سوّم هجرى است ، زيرا كه تاريخ برخى از مؤلّفاتش در سنهء 222 هجرى قمرى است . شرح و ترجمهء احوال وى را ابن نديم در « الفهرست » ، و ابن أبى اصَيبِعه در « طبقات الاطبّآء » ذكر كرده‌اند . ( 2 ) در تعليقهء ص 627 از « تمدّن اسلام و عرب » ، گوستاولوبون گويد : جابر را علماى كيمياى مشرق مانند شيخ محمّد قمرى و ابن وحشيّه و مظفّر عليشاه كرمانى و غيرهم ، ربيب امام جعفر صادق دانسته‌اند و در اينكه تلميذ آنحضرت بوده شكّى نيست زيرا در مؤلّفات خود مكرّر بنام و عنوان آنحضرت قسم ياد مىكند .